اسلام دین اعتدال است و پیامبر اسلام(ص) برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث شدهاند. پس چرا شاهد تندرویها، کندرویها و رفتارهای ضد اخلاقی و حتی ضد انسانی به نام دین اسلام در جامعه هستیم و هر کس با برداشتی از دین، دیگران را به بیدینی متهم میکند؟ چگونه میتوان به اصل اسلام و دستورات اسلامی دست یافت و مسلمانی مؤمن و متعادل شد؟
برای دست یافتن به پاسخ این سؤالها، مسعود اسماعیلی، پژوهشگر حوزه تربیت دینی، کتابی با عنوان « مومن متعادل و تربیت متعادل» را به رشته تحریر درآورده است و طی درسگفتارهایی، با محور قرار دادن مطالب این کتاب، تشریح میکند که چگونه میتوان مؤمنی متعادل، همانطور که اسلام ناب محمدی مدنظر دارد، بود.
در ادامه درسگفتارهای کتاب «مؤمن متعادل و تربیت متعادل»، به درس چهارم رسیدیم. به نظر شما انسانیت انسان به چه چیزی وابسته است و ما چه زمانی میتوانیم خودمان را انسان بدانیم؟ اگر این سخن حضرت علی(ع) که فرمودند ما ترکیبی از عقل و شهوت هستیم را بپذیریم، چه زمانی انسان هستیم؟
امام صادق(ع) میفرمایند: خودت را رها نکن، هواهایت را رها نکن، این خواهشها تو را به سمت بدبختی میکشاند، اینکه خودت را رها کنی و آنچههئای نفس میخواهد را به او بدهی موجب میشود وجودت اذیت شود ولی خویشتنداری از آنچه تمایل داری موجب درمان و داروی بهبود هوای نفست میشود.
ما معتقد هستیم براساس تعالیم قرآن و اهل بیت(ع)، فردی که مقابله عقل و هوا در وجودش به پیروزی عقل میانجامد، آن فرد انسان است و نام این کار جهاد از نوع جهاد اکبر است.
به جنگهایی که در زمان پیامبر(ص) رخ داده اما ایشان در آن جنگها حضور نداشتند را «سریه» میگویند. حضرت رسول(ص) عدهای را برای جهاد به سریهای فرستاده بودند؛ وقتی آنها خسته و زخمی بازگشتند، حضرت به آنها فرمودند احسن، مرحبا به قومی که از جهاد کوچکتر آمدهاند و به سمت جهاد بزرگتر میروند و جهاد بزرگتر برای آنها باقی است. این رزمندگان بسیار متعجب شدند که ما با دشمن روبهرو شدیم و با آنها جنگیدیم اما حضرت رسول(ص) این کار را جهاد کوچک نامیده است.
آنها سؤال کردند یا رسولالله جهاد بزرگ چیست؟ حضرت رسول(ص) فرمودند: «جهاد نفس». اینکه من هر کاری دلم میخواهد و دوست دارم را انجام ندهم و عقلم را بر کارهایم حاکم کنم، جهاد و درگیری با نفس است.
خاتم الانبیا(ع) در روایت دیگری میفرمایند: با خواستههایتان مجاهده کنید؛ همانطور که با دشمنانتان به ستیز برمیخیزید. این مسئله بسیار جدی و مهم است به صورتی که جهاد با نفس را افضلالجهاد نامیدهاند. یعنی به عنوان یک انسان گاهی حتی میتوانم دشمنم را شکست دهم و سرجای خود بنشانم اما خودم را نمیتوانم.
گفتهاند: «فردی با خودش کشتی گرفت، دوم شد». در بسیاری از مواقع با خودمان کشتی میگیریم و دوم میشویم. یعنی عقلمان دوم و هوسمان پیروز و اول میشود.
رسول خدا(ص) مژده میدهند که در بهشت دری است که به آن «باب مجاهدان». شاید شما تصور کنید این باب مختص کسانی است که به جنگ میروند اما با مقدمهای که مطرح کردیم معنای دیگری نیز دارد. دَرِ مجاهدان اینگونه است که وقتی کسی از این در وارد بهشت میشود فرشتگان به آنها خوشآمد میگویند و اهل قیامت به این افراد با حسرت نگاه میکنند و به آنها میگویند بزرگترین جهاد، جهاد با نفس است چراکه: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ؛ که نفس (سرکش)، بسیار به بدیها امر میکن»(آیه ۵۳ سوره یوسف) و نفسانیت به شرارت راغب است.
کودکان از سنین کم، هم عقل دارند و هم هوس؛ البته هوس آنها بیشتر است و عقل کم کم با بلوغ و رشد آنها بیشتر میشود و نورانیت عقل موجب میشود امر و نهی بیشتری از سوی عقل دریافت کنند.
کودکان دوست دارند شیطنت کنند و دیگران را آزار دهند این در وجود بچهها هست؛ آنها بسیار دوست دارند خواستههایشان برآورده شود ولی با بزرگ شدن و عاقلتر شدن است که این روند تغییر میکند.
لذا اگر ما بخواهیم به رتبه انسانیت برسیم که هدف خلقت ما نیز همین است، راهش این است که همانطور که حضرت علی(ع) توصیه کردهاند با شهوتمان مجاهده و بر غضبمان غلبه کنیم. اینکه درگیریهای خیابانی به ضرب و شتم و حتی بدتر از آن به مرگ منتهی میشود به این دلیل است که افراد نتوانستهاند بر خشم و غضب خود غلبه کنند.
البته نباید تصور کنیم خشمناک بودن و داشتن خصلتهای بد عادت رفتاری ماست و نمیتوانیم آنها را تغییر دهیم؛ حضرت علی(ع) ادامه میدهند: «با عادتهای بدت مخالت کن. در نتیجه نفس و وجودت پاک میشود و عقلت کامل میشود».
یعنی با چیرگی عقل بر هوا کمکم عقل توانمندتر و زورش بیشتر میشود. عقل نوری است که با اطاعت از حق و با تبعیت از فرامین او نورانیتر میشود.




نظر شما